دنیای من

 

دیگه من اشکی ندارم

واسه غصه اشک بریزم

خط به خط ترانه هامو

واسه ی تو می نویسم

آخه تو عزیز جونی

قدر شعرامو میدونی

قدر اشکایی که قبلا

واسه بی کسی می ریختم

اما با وجودت عشقم

از غم و غصه گریختم

حالا تو آغوش گرمت

نفسامه جون میگیرن

همه ی دردا و بغضام

من با تو آروم میگیرم

دستاتو بذار تو دستام

دست تو شفای درده

تو بخند به روی غصه

شادی با تو برمیگرده

من با تو چه خوب و آروم

مث قطره های باروون

صافم و زلال و پاکم

واسه عشق تو هلاکم

[ جمعه ۱۳٩۳/۱٢/۱ ] [ ۳:٠۱ ‎ب.ظ ] [ وحید ترکمانی ]